بیاتو حالشو ببر

بعد مدت ها اومدم جایی که عاشق شدم دل بستم از دستش دادم

جو این وبلاگ واسم خیلی سنگینه اینکه کامنتای عاشقانشو بخونمو دم نزنم خیلی سخته اینکه حالا واسه کس دیگه این عاشقانه هارو بگه سخت تره

کاش کاش جرئتشو داشتم بهش زنگ بزنم ای خداااااااااااااااا خسته شدم از دلتنگی

به خاطرش اینجارو زدم خیلی غیرتی بود رو اسمم دوس نداش کسی اسممو بدونه

من نگارررررررررررررررم نگارررررررررررررر

خب لعنتی غیرتی شو برگرد سرم داد بزن

ببین به همه اسممو گفتم برگرد دیگه دوریت داره از پا منو میندازه دو سال دوری بس نیس؟؟؟؟؟؟؟؟به خدا تنبیه شدم برگرد دیگه

قندعسل |21:25 |دوشنبه دوازدهم اسفند 1392

سلااااااااااااااااااااام

من برگشتمممممممممم

میخوام مثل اوایل این وبلاگو بترکوووووووووووووووووووونم

امیدوارم دوستای قدیمیم دوباره باشن

البته دوستای جدید هم پیدا کنیم

کلاااااااااااااااا حال کنیم دیگه

دیگه غم و غصه کناااااااااااااااااااار

فقط بخندیممممممممممممممم و البته گاهی هم چرت وپرت بگیم

همه تونو میبوووووووووووووووووووووووسم بای تا های

قندعسل |17:32 |جمعه بیست و هشتم بهمن 1390

یادته روز اول بهت گفتم میخوام با یه دروغ بزرگ حرفامو شروع کنم؟ تو اخم کردی ، گفتم : دوستت نداااااارم! بعد هردو تامون زدیم زیر خنده ... اما دیروز گفتی که میخوای با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی و بعد فریاد زدی : دوستت دارم!! هر دومون بغض کردیم و تو رفتی برای همیشه.
قندعسل |15:38 |جمعه دوم دی 1390

عشق تو
شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد
زيبا بود
امّا شوخي بود
حالا تو بي تقصيري
... خداي تو هم بي تقصير است
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم
تمام اين تنهايي
تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است !!!
قندعسل |15:36 |جمعه دوم دی 1390

من رفتـــــــــــم
و تو فقط گفتــــــــــی
برو به ...........
مدت هـــــــــاست که بی تابم
بی تاب بازگشت و کلام آخــــــــــرت
راستــــــــــی
" به سلامت "
بود یــــــــا
به جهنــــــــــم
قندعسل |9:47 |جمعه بیست و هفتم آبان 1390

دوبـــــــــاره

از خوابــــ پریده امــــ

نفســـ هایم به شـماره افتاده انــــد
...
و اشک می ریزم

خــــــوابت را دیده ام

دوبــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــاره

منـــــــــــ !

دوبــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ ــــــــاره

تـــــــــو!

دوبــــــــــــــــــــــ ــــــــــ ــــــــــاره

آغوشـــــــــتـ !

هرم نفـــــــــــس هایتـــــــــ

هنوز گرم اســـــــــــتـ

ناگهانـــــ

صـــــــــــدای زنــــــــــانه ای زیر گوشمـــــــــــ میپرســـــــد:

بــــــــــاز هــــــــــــــم کابوسـ دیدی عزیزم ؟
قندعسل |14:33 |شنبه بیست و یکم آبان 1390

محکم تر از آنم که
تنها برای نبودنم،
آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام،
برایت به زمین بکوبم...
احساس من قیمتی داشت،
که تو برای پرداخت آن
فقیر بودی......
قندعسل |17:12 |یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390

چه با احساسند برگ‌های زرد پاییزی،با هر قدم برداشتنی چندین برگ در آغوش باد به پروازی کوتاه درمیایند..بعد از هر یک از قدم‌هایم رقصی از برگ‌ها را میبینم..اما چه زود سبزی را زردی میگیرد..افسوس همان برگ سبز زود میمیرد..گویا این برگ‌ها هم دارند میگویند نرو..من اما چه بی‌ اختیار آمدم.
قندعسل |15:37 |دوشنبه هجدهم مهر 1390

اری من زنم...!!!
مغرورم اما دل نازک......!!!
تکیه گاهم اما در حسرت تکیه دادن به کسی...!!!
غصه میخورم با غصه خوردنت...اما..!!!
اما غصه هایم را پنهان میکنم.....!!!!
... میخندم با تو که بخندانمت،که شاد باشی .....اما....!!!
اما تنهایی هایم خالیست از خنده....!!!!
من زنم....اری....!!
دریایی از احساسِ بیان نکرده....!!!
کوهی از صبر....!!!
اری من زنم.....!!!
اما کم آورده ام....!!!
قندعسل |17:41 |جمعه پانزدهم مهر 1390

امشب مخاطب تمام حرف های من تو هستی....!!!
خدایا با تو ام،حواست کجاست.....!!!؟؟
میخواهم خودی تر از تمام خودی هایم با تو سخن بگویم....!!!!
میخواهم بغض های فرو برده را بالا بی آورم.....!!!!
میخواهم فقط گوش کنی....!!!
... امشب گوش شنوا میخواهم.....!!!!
ببینم ما را که فراموش نکردی؟هــــــــــــــــا....!!
یا تو هم ما را فروختی،راستش را بگو....!!!!؟
کم کم کفر به سراغم می آید انگار...!!!
وقتی جای هیچ اُمیدی را برایم نمیگذاری....!!!
بیا کمی نزدیک تر......دمی هم با ما باش.....تاوانش هر چه باشد می پردازم.....!!
خدایا با توام،حواست کجاست.....!!!!
قندعسل |17:54 |سه شنبه دوازدهم مهر 1390

Design By: KHanOomi